قطعا شما هم می دانید که حساس ترین بخش طراحی یک سازه، طراحی فونداسیون آن می باشد اما اتصال ستون به بیس پلیت به چه صورتی است؟ نحوه محاسبه بولت صفحه ستون را می دانید؟
از اجزای دیگر اتصال پای ستون میل مهار ها یا بولت ها (Bolt) هستند. کار اتصال صفحه ستون با بتن به وسیله میل مهار صورت می گیرد و برای ایجاد اتصال، انتهای آن را خم می کنیم. در ستون هایی که تحت بار محوری خالص از نوع فشاری قرار دارند، میل مهارها فقط در هنگام اجرای ستون نقش ایفا می کنند و مانع از افتادن ستون می شوند. اما در ستون هایی که تحت لنگر خمشی و برش نیز می باشند میل مهار ها نقش باربری پیدا می کنند و باید تعداد و طول مهاری آنها از طریق محاسبات تعیین شود.
ولی حداقل هایی نیز در نظر گرفته می شود. به عنوان مثال قطر میل مهارها معمولاً حداقل 20 میلیمتر (همان میلگرد نمره 20) در نظر گرفته می شود و طول دندانه شده انتهای میل مهار ها معمولاً بین 10 تا 15 سانتی متر در نظر گرفته می شود و بستگی به بزرگی نیرو های وارده دارد. همچنین توصیه می شود فاصله بین مرکز میل مهار ها تا ورق های سخت کننده و مرکز تا مرکز میل مهار ها حداقل معادل 1.5 برابر قطر میل مهار باشد تا فضای کافی برای بستن و تنظیم کردن مهره های بولت ها وجود داشته باشد.
همانطور که در قسمت های قبل توضیح داده شد، در حالت e=0 و e≤B/6 در بولت ها هیچ گونه کششی ایجاد نمی شود و تنها نیروی موثر در آن ها، نیروی برشی می باشد. برای کنترل برش در میل مهارها از رابطه ی زیر استفاده می شود.
که در آن، Vu و Va نیروی برشی ایجاد شده در پای ستون هستند که به ترتیب از بارهای ضریب دار و بدون ضریب به دست آمده اند. As سطح مقطع تمامی میل مهارهای موجود در بیس پلیت است Fnv تنش برشی اسمی است که مقدار آن بر اساس جدول 10-2-9-10 از مبحث دهم مقررات ملی ساختمان، ویرایش چهارم تعیین می شود.
در حالتی که e>B/6 باشد نیروی کششی در میلمهارها ایجاد می شود که مقدار آن از رابطه ی زیر به دست می آید.
تمامی پارامترهای موجود در رابطهی بالا در قسمت های قبل تعریف شده است. در این حالت کنترل کشش و برش در میل مهار ها به وسیله روابط زیر انجام می شود. همانطور که قبلا گفته شد در این حالت میل مهار ها تحت کشش ناشی از خمش قرار می گیرند و میل مهار ها باید تحت اثر همزمان کشش و برش (که اثر کاهنده بر روی برش قابل تحمل میلمهارها دارد) طراحی شوند که روابط آن به صورت زیر است:
توجه شود که در رابطه بالا، Ast سطح مقطع تمام بولت هایی است که تحت کشش قرار می گیرند. Fnt تنش کششی اسمی است که از جدول 10-2-9-10 محاسبه می شود.
منبع:
آیین نامه ضوابط مربوط به آرماتور گذاری دال بتنی (علاوه بر ضوابط اصلی، که محاسبات آرماتورهای خمشی اصلی است) را تحت 2 موضوع ارائه می دهد. به این صورت که، ابتدا به بیان ضوابط کلی میلگرد گذاری دال ها پرداخته و سپس جزئیات ویژه ای را برای آرماتور گذاری در دال های با تیر و بدون تیر در نظر می گیرد. ما در این مقاله در مورد ظوابط کلی آرماتور گذاری دال بتنی صحبت می کنیم.
با توجه به طراحی دستی دال ها می دانیم که برای محاسبه میلگرد های هر راستای دال، عرض واحد (1متر) از دال انتخاب شده و مانند تیر های بتن آرمه، آن را تحت لنگرهای خمشی حداکثر طراحی می کردیم. سپس مقدار آرماتورهای به دست آمده برای عرض واحد را به کل عرض دال تعمیم می دادیم.
خلاصه این مراحل به صورت شماتیک در شکل زیر آمده است:
نکته ای که لازم بود در آن جا در مرحله آخر طراحی و محاسبه بررسی شود، این بود که اگر مقدار آرماتور گذاری دال بتنی در عرض واحد برای هر راستا از مقدار آرماتور افت و حرارت که در بند زیر آمده است، کمتر باشد؛ بایستی آرماتور حرارت را به عنوان آرماتور اصلی در نظر بگیریم.
در این رابطه، fcd و fyd به ترتیب بیانگر مقاومت محاسباتی بتن که از رابطه ی Φc * fc بر حسب MPa و مقاومت محاسباتی فولاد که از رابطه ی Φc * fy بر حسب MPa به دست می آید، هستند.
مشابه همین ضوابط برای میلگرد گذاری دال بتنی یک طرفه نیز برقرار است که در بند زیر به آن اشاره شده است:
تنها تفاوت محاسبه آرماتور گذاری دال یک طرفه با میلگرد گذاری دال دو طرفه در انتخاب نوار به عرض واحد (یک متر) است.
در دال یک طرفه بر خلاف دال دو طرفه، نوار واحد فقط در یک راستا انتخاب می شود (به نظرتان کدام راستا؟)، و طراحی میلگردها برای لنگرخمشی حداکثر در آن راستا همانند طراحی آرماتور تیر انجام می شود. برای راستای دیگر نیز فقط آرماتورهای حرارت و جمع شدگی در نظر گرفته می شود (چرا؟).
البته در مورد میلگرد گذاری دال بتنی دو طرفه نیز، اگر مقدار آرماتورهای خمشی محاسبه شده از مقدار آرماتور حرارت و جمع شدگی کمتر باشد؛ بایستی آرماتور حرارت را به عنوان آرماتور خمشی در نظر بگیریم.
منبع:
تمامی ساختمانها تا حدودی در جای خود ثابت و از لحاظ حرکت محدود شده هستند. این محدودیتها با لرزشهای ایجاد شده باعث اعمال تنش به ساختمان میشوند. به همین منظور و در جهت جلوگیری از آسیب وارد کردن ساختمانهای مجاور به هم در اثر لرزشهای ایجاد شده، یک فاصله مشخص در نظر گرفته شده است که به درز انقطاع معروف است.
درز انقطاع فضایی است که به منظور جدا کردن ساختمانهای بیش از 12 متر ارتفاع یا 4 طبقه طراحی شده است و از برخورد دو ساختمان در هنگام زلزله و ایجاد آسیب مضاعف توسط ضربه ساختمانها به هم جلوگیری میکند. این درز در تراز هر طبقه باید حداقل برابر با 100/1 ارتفاع آن تراز از روی شالوده باشد.
در محاسبه درز انقطاع باید فاکتورهای مختلفی را مدنظر قرار داد که یکی از مهمترین آنها ارتفاع ساختمان است. بر اساس استاندارد 2800 محاسبه برای ساختمانهایی تا 8 طبقه یا کمتر و بیشتر از 8 طبقه متفاوت محاسبه میشود.
بر اساس ضوابط مربوط به درز انقطاع که در استاندارد 2800 مطرح شده است، ساختمانها باید با پیشبینی درز انقطاع از یکدیگر فاصله مشخصی داشته باشند. بدین منظور ساختمانهای تا هشت طبقه یا کمتر باید فاصله هر طبقه از مرز زمین کناری حداقل 5 هزارم ارتفاع آن طبقه از روی تراز پایه باشد. محاسبه این مقدار با استفاده از فرمول زیر صورت می گیرد.
بر اساس اصول استاندارد 2800، در ساختمان با اهمیت زیاد و خیلی زیاد یا ساختمانهای بیشتر از 8 طبقه، درز انقطاع میان دو سازه مجاور باید از طریق تغییر مکان جانبی غیرخطی طرح در طبقه و با در نظر گرفتن پی دلتا محاسبه شود. به این ترتیب، پس از محاسبه این تغییر مکان برای هر دو سازه یا ساختمان میتوان از جذر مجموع مربعات دو عدد به دست آمده برای محاسبه درز انقطاع استفاده کرد. بدین منظور میتوان از فرمول زیر استفاده کرد.
در حالتی که مشخصات ساختمان مجاور در دسترس نباشد و یا اصلاً ساختمانی وجود نداشته باشد، حداقل فاصله هر طبقه ساختمان از زمین مجاور باید برابر با 70 درصد مقدار تغییر مکان جانبی غیرخطی طرح در نظر گرفته شود. برای این حالت میتوان از فرمول زیر استفاده کرد.
سلام این پست را مخصوص ایتبس کاران عزیز می گذارم حتما شما هم با ارور های ایتبس روبرو شده باشید. امرور تنها 4 ارور رایج در ایتبس را بیان خواهیم کرد.
در آنالیز خطایی دیده نمی شود اما تغییر مکان طبقات آن تحت بارهای جانبی صفر است:
امکان دارد در هنگام گیردار کردن یا اختصاص شرایط مفصلی به پای ستون ها، گزینه All Story یا Similar Story فعال بوده باشد و همه گره های مشابه در طبقات نیز گیردار شده باشد. برای رفع این مشکل باید گره های مورد نظر در طبقات را انتخاب کرده و از مسیر Assign-joints-Restraints همه تیک های مربوط به گیرداری را برداشت.
در این حالت ممکن است در هنگام مفصلی کردن تیرهای سازه، ستون ها نیز مفصلی شده باشند که برای رفع آن باید پس از انتخاب ستون ها از طریق Select-Object type-Columns انتخاب کرده و از مسیر زیر با انتخاب No Releases مفاصل آن ها را حذف کرد.
Assing-frame-release/partial fixitiy
خارج کردن ستون ها از حالت مفصلی
نام فایل ها و پوشه های پروژه ترحیجا انگلیسی باشد زیرا در فارسی ممکن است دچار خطا شود.
ERROR opening file , May not a valid ETABS .EDB file
در این مورد احتمالاً فایل با ورژن 9.7.4 ساخته شده است و قصد دارید در ورژن بالا آن را باز کنید.برای رفع این مشکل باید فایل قدیمی را به ورژن جدید تبدیل کرد، بدین منظور فایل ETABSTran2013 را از سایت سازنده نرم افزار دانلود کرده و فایل را از حالت زیپ خارج کنید و سپس فایلی که به اسم ETABSTran2013.exe به دست می آید را داخل فولدری که نرم افزار شما نصب شده است کپی نمایید سپس می توانید با اجرای نرم افزار، فایل قدیمی را باز نمایید.
منبع:
سبزسازه
امروز فارغ از اینکه طراحی سقف عرشه فولادی سخت است یا راحت می خواهم در مورد مزایا و معایب سقف عرشه فولادی صحبت کنیم.
طراحی تیرهای بتنی
یکی از مهم ترین مراحل طراحی تیر بتنی، حدس ابعاد اولیه آن است. به این منظور، پنج معیار اصلی باید ارزیابی گردد:
اول؛ کنترل معیار خیز: ارتفاع تیر باید به گونه ای انتخاب شود که از نظر خیز جوابگو باشد. مبحث نهم برای ارتفاع تیر بر حسب طول دهانه مقادیری را پیشنهاد می دهد:
مثلا برای آرماتورهای اس ۴۰۰ با تیکه گاه ساده، حداقل ارتفاع تیر، یک شانزدهم دهانه تیر پیشنهاد شده است.
دوم؛ کنترل آرماتورهای تیر: ابعاد تیر باید به گونه ای انتخاب شود که مقدار آرماتورهای تیر از مقادیر مجاز نکند. علاوه بر این، از نظر اجرایی نیز امکان جانمایی مناسب آرماتورها در مقطع وجود داشته باشد
سوم؛ کنترل جابه جایی سازه: برای انتخاب ابعاد تیر باید به جابه جایی جانبی سازه نیز توجه داشت. با افزایش ابعاد مقطع تیر، سختی سازه افزایش پیدا کرده و تغییر مکان های جانبی سازه محدود می شوند.
چهارم؛ ضوابط شکل پذیری متوسط و زیاد: موارد زیر باید رعایت شود:
ارتفاع موثر تیر نباید از یک چهارم طول دهانه آزاد تیر بیشتر باشد
عرض مقطع تیر باید از ۲۵۰ میلی متر بیشتر باشد عرض مقطع تیر نباید از بعد ستون به اضافه سه چهارم ارتفاع تیر در هر طرف ستون بیشتر باشد
در شکل پذیری متوسط، عرض مقطع تیر نباید از یک چهارم ارتفاع تیر و در شکل پذیری بالا از سه دهم ارتفاع تیر کم تر باشد
عرض مقطع تیر نباید از بعد ستون به اضافه یک چهارم بعد دیگر مقطع ستون در هر طرف ستون بیشتر باشد.
پنجم؛ ضوابط طراحی بر اساس حریق: در فصل نوزدهم مبحث نهم،محدودیت هایی برای ابعاد تیرها و حداقل پوشش بتن از وسط آرماتور ذکر شده که باید مد نظر قرار گیرد
منبع:
پـِلِّکان یا راهپله سازهای است که برای ارتباط دادن دو سطح غیرهمسطح در ساختمان یا فضاهای دیگر بهکار میرود و از اجزای کوچکتری به نام پلّه ساخته شدهاست. در حالتی که پلکان در یک فضای بسته ساخته شود به آن راهپله گفته میشود.
به پلکانی که به صورت نقالهای و با نیروی برق حرکت کند پله برقی گفته میشود. از انواع دیگر پلکان میتوان پلکان مارپیچی، پلکان تاشو (درِ مخفی) و پلکان هواپیما را نام برد.
بهطور معمول پهنای مؤثر پلهها و پاگردها باید حداقل دارای یک و نیم متر باشند و از دو نیم متر نکنند. درها نباید پهنای مفید پاگردها را اشغال و محدود کنند و درهای رو به راهپله باید به طرف خروجی باز شوند. همچنین بهتر است نسبت ارتفاع به عمق پاگذار ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیمتر باشد.
اجزای پلکان:
منبع:
همانطور که شما هم قطعا می دانید سقف تیرچه کرومیت در واقع بهبود یافته سقف تیرچه بلوک است که به عنوان یکی از اقتصادی ترین انواع سقف ها معرفی می شود.
سقف کرومیت نوعی تیرچه بلوک است که برای ساخت آن از تیرچه فلزی با جان باز استفاده می شود. این سقف در سازه های فولادی ساخته می شود و نوعی سقف جدید است که از استحکام و یکپارچگی بالا برخوردار می باشد. این سقف در مقایسه با سایر سقف ها از مزایای بیشتری برخوردار است از این رو از آن در سازه های مختلف استفاده می شود. با استفاده از تیرچه های کرومیت می توان چندین سقف را به طور همزمان بتن ریزی کرد و این کار از نظر اقتصادی بسیار مقرون بصرفه خواهد بود. تیرچه های کرومیت دارای حالتی ایستاده هستند و نیازی به شمع بندی در زیر سقف ندارند. این تیرچه ها به گونه ای طراحی شده اند که به تنهایی می توانند وزن بتن و قالب ها را تحمل کنند، از این رو پس از بتن ریزی، تیرچه های فولادی با بتن ترکیب و یکپارچه شده و بارهای وارد آمده به سقف را تحمل می نمایند. در کل این تیرچه ها از قابلیت تحمل بار قبل از گیرش بتن و پس از آن برخوردار هستند و می توانند تمام بارهای زنده و مرده را تحمل کنند.
تیرچه های فولادی که برای ساخت سقف کرومیت مورد استفاده قرار می گیرند قبل از نصب باید بررسی شده و بی عیب بودن آنها تائید شود. اگر طول این تیرچه ها بلند است باید آنها را برید و بعد از قرار دادن در محل مورد نظر تقویت کرد. برای ساخت سازه های بتنی، بال زیرین تیرچه ها باید روی قالب فلزی یا چوبی قرار بگیرد. وقتی بتن در تیرچه های فولادی ریخته می شود، به فضاهای بین تیرچه نفوذ کرده و با این کار مقاومت برشی تیرچه ها افزایش می یابد. پر شدن جان تیرچه ها توسط بتن منجر به کاهش لرزش سقف می شود. هنگام بتن ریزی باید عملیات ویبره بتن حتماً انجام شود تا بتن به تمام قسمت های تیرچه نفوذ کرده و فضاهای خالی را پر نماید.
بلوک هایی که در سقف کرومیت مورد استفاده قرار می گیرند از نوع بلوک سفالی، بلوک سیمانی و بلوک پلی استایرن می باشند. جداره بلوک های سیمانی که برای این سقف انتخاب می شوند باید ۱/۵ سانتیمتر و نشیمن آنها روی تیرچه ۱/۷۵ باشد. بلوک های سفالی نیز باید دارای جداره ای با ضخامت ۰/۸ سانتی متر و بدون ترک خوردگی باشند. اگر از بلوک های پلی استایرن در اجرای این نوع سقف استفاده شود، سطح بلوک های تحتانی باید با رابیتس پوشش داده شوند و اندودکاری آنها با ملات گچ با ضخامت ۲/۵ سانتی متر صورت گیرد. بلوک های پلی استایرن نوعی بلوک ساخته شده از مواد پلیمری هستند که در مقایسه یا سایر بلوک ها وزن کمتری دارند و استفاده از آنها نقش مهمی در کاهش هزینه ها و زمان اجرای پروژه ایفا می کند. بلوک چینی این سقف بعد از قالب بندی بازشوها و کلاف ها صورت می گیرد. مجری طرح باید از مهارت لازم در چیدن بلوک ها برخوردار باشد و آنها را به گونه ای بچیند که فضاهای خالی به حدالقل برسند. در قسمت های اریب نیز می توان از بلوک های متناسب با این قسمت ها استفاده نمود و یا آنها را به اندازه سایز مورد نظر برش داد.
اگر سقف های کرومیت به خوبی اجرا شوند در مقایسه با سایر سقف ها دارای مزایای منحصر بفردی نظیر انسجام بسیار بالا، ضخامت قابل قبول، عدم نیاز به سقف کاذب و سرعت اجرای بالا خواهند بود.
منبع:
چاهک آسانسور چیست؟
همانطور که می دانید امروزه آسانسور ها جزء جدایی ناپذیر آپارتمان های بلند مرتبه هستند که متاسفانه باید بگوییم 90 درصد مهندسین عمران نسبت به طراحی آسانسور بی توجه بوده اند.
در واقع فضای بالا تا پایین مسیر حرکت آسانسور است که ریل آسانسور و دیگر تجهیزات آسانسور در آن نصب می شوند و کابین و وزنه تعادل در این فضا حرکت می کنند همچنین لازم بذکر است که این چاه با دیواره ها، دیواره های اضطراری و درهای طبقات محصور می شود.
در میان چاه آسانسور به فاصله قائم بین کف پایین ترین نقطه توقف تا کف چاه آسانسور، چاهک (Pit) می گویند. این فاصله همانند بالاسری از روی اساندارهای ویژه تعیین می شود و به نوع و سرعت آسانسور بستگی دارد این ارتفاع را با P نشان میدهیم . در واقع چاهک در چاه آسانسور بخاطر تامین فضای لازم بعنوان جان پناه برای سرویسکار آسانسور و نصب برخی تجهیزات از قبیل ضربه گیر یا بافر ضربه گیر آسانسور و. تعبیه می شود.
اساس مقطع پلاستیک چیست؟
قطعا شما هم برای بدست آوردن پارامتر هایی مانند ممان اینرسی، شعاع ژیراسیون، اساس مقطع و… به جدول جدول اشتال مراجعه می کنید اما اگر مقطعی در جدول اشتال نباشد چه باید کرد؟
تار خنثی پلاستیک جایی است که مقطع را از نظر مساحت به دو قسمت مساوی تقسیم می کند. بنابرین با دانستن همین ویژگی می توان محل تار خنثی پلاستیک یک مقطع را براحتی مشخص کرد.
به عنوان مثال در مقطع قبلی داریم:
با توجه به اینکه مقطع متقارن می باشد، محل تار خنثی پلاستیک افقی و عمودی آن همان محور تقارن مقطع می باشد.
دومین نکته ای که در مورد اساس مقطع پلاستیک وجود دارد اینست که اساس مقطع پلاستک مقطع را به دو جزء کاملا مجزا تبدیل می کند. بنابرین دقت داشته باشید که در محاسبه اساس مقطع پلاستیک، جان این مقطع را دو قسمت جداگانه در نظر بگیرید:
همانطور که می بینید ، برای آسان تر شدن محاسبات مقطع را به 4 قسمت تقسیم کردیم.
به طور کلی برای محاسبه اساس مقطع الاستیک پلاستیک مقاطع پر کاربرد و پروفیل های ساختمانی با مراجعه به جدول اشتال به راحتی میتوان اساس مقطع هر پروفیل را بیرون کشید.
همچنین در زیر جدولی ارائه شده است که مقدار مدول مقطع پلاستیک برخی از مقاطع پرکاربرد را به صورت پارامتری به ما میدهد.
اما برای محاسبه مقاطعی که در جدول اشتال وجود ندارند می بایست از فرمول های محاسبه شده در قسمت قبل استفاده کرد. در زیر مثالی به عنوان نمونه برای مقطعی خاص آورده شده که روند محاسبه اساس مقطع الاستیک و پلاستیک را نشان میدهد و به همین روند میتوان اساس مقطع هر مقطع دیگر را محاسبه کرد.
اساس مقطع الاستیک شکل زیر را حساب کنید.
ابتدا باید محل محور خنثی یعنی مرکز سطح مقطع را پیدا کنیم. داریم:
برای محاسبه اساس مقطع کافی است ابتدا ممان اینرسی مقطع را محاسبه کنیم؛ بنابراین داریم:
بنابراین اساس مقطع الاستیک برای دو حالت کشش و فشار با فرض اینکه لنگر اعمالی مثبت باشد برابر است با:
منبع:
سبزسازه
درباره این سایت